آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

20

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

گرانبهائى است از مشاهدات و ملاحظات زيركانه كه متأسفانه به علت كمياب بودن كتاب و نثر كهنه و معلق آلمانى آن‌چنانكه بايد و شايد اشاعه نيافته است « 1 » » . الئاريوس در سفرنامه آنچه را كه به چشم ديده دقيقا و با موشكافى بيان كرده و آنجا كه در شنيده‌هاى خود ترديد داشته ، كلماتى چون « ظاهرا » و « گويا » را به كار برده است . تشكيلات ادارى آن زمان را به مانند كمپفر نشناخته است و از اين جهت كار او به پاى كمپفر نمىرسد ؛ علت اين است كه الئاريوس فقط يكسال و نيم در ايران بوده و بخش بزرگ اين مدت در راه سفر و جابه‌جا شدن از اين نقطه به آن نقطه گذشته است ، ولى در عوض اوضاع اجتماعى ، آداب و رسوم و سنت‌هاى ما را دقيقا بررسى كرده و شرح داده است ، مثلا مراسم تدفين مردگان ، يا پرورش كرم ابريشم را با دقتى كم‌نظير شرح مىدهد . بيان او در شرح ساختمان‌هاى معروف و حتى خانه‌هاى افراد معمولى با موشكافى همراه است . توصيف وى از بقعهء شيخ صفى الدين در اردبيل بسيار جامع است و نظير آن را در سفرنامه‌هاى ديگر كمتر مىيابيم . خوى و صفات پسنديدهء ايرانى را با شهامت مىستايد و از آنچه كه به نظر او زشت مىآيد به شدت انتقاد مىكند . چون به دانش‌هاى زمان خود مسلط بوده ، ديدگاه او در برخورد با مسايل ، عالمانه و در نتيجه نظراتش مستدل ، مستند و قابل اعتماد است و چون تاورنيه نيست كه مثلا در شناخت زرتشتيان گرامى دچار لغزش و اشتباه شود . الئاريوس پس از بازگشت به آلمان در سال 1654 ميلادى ( 1074 - ه . ق ) سفرنامهء خود را نوشته و در سال 1656 ( 1076 - ه . ق ) منتشر ساخته است . همانطور كه والترهينتس اشاره كرده است نثر او مغلق ، كهنه ، غريب و به كلى دور از شيوهء نگارش امروزى آلمانى است . جملاتى طولانى به كار برده و نثرش يكدست نيست بديهى است كه اين ويژگىها ، تا آنجا كه مخل معنى نبوده ، در ترجمه منعكس شده است . پيش آوردن اين سخن از آن‌جهت است كه اگر خوانندهء نكته‌سنج و

--> ( 1 ) - سفرنامه كمپفر - مقدمه والترهنتيس صفحه 6 .